رنج های زدودنی-1
چقدر آزارنده است وقتی کسی خودش را در موقعیتی قرار می دهد که "انتظار می رود همه چیز را بداند". گاهی خود فرد چنین نمیکند و این دیگران اند که او را در چنین موقعیتی قرار میدهند. خیلی وقتها هم پای ِ همه چیزِ همه چیز در میان نیست، بلکه صحبت از همه چیزِ یک رشته خاص یا یک فن ّ خاص است. مثلاً مکانیکی هستی که دیگران تو را به خبرگی میشناسند یا خودت چنین وانمود کردهای. آن وقت نشستهای در موقعیت کسی که انتظار میرود همه چیز را در مورد مکانیک خودرو بداند. یا روانشناسِ پرآوازهای هستی و خودت و دیگران انتظار دارید پس ِ پشت ِ مشکلات و مصائب دیگران را به خوبی دریابی، یا پزشک ِ به نامی هستی که خودش هم به توانمندی اش در تشیخص و درمان میبالد. هرقدر این موقعیت با هویت تو عجینتر باشد، رنج ِ حاصل از نشستن در آن بیشتر و آزارندهتر میشود. هر قدر بیشتر برای کسب این موقعیت تلاش کرده باشی، بیشتر دردت میگیرد و هرقدر شادی، رضایت و آرامشت بیشتر با چنین موقعیتی گره خورده باشد، خراشهای سخت تری بر پیکره روانت مینشیند. و خب، خیلی وقتها برای تسکین این درد و رنج، دروغهای کوچک و بزرگ فراوانی به خودمان یا دیگران میگوییم.
وقتی در موقعیتی هستی که بناست همه چیز را بدانی، ندانستن دیگر یک مسئله معمولی نیست. ندانستن میشود مایه اضطراب و هویّت شخصی، شغلی یا اعتبارت را در معرض خطر می بینی. وقتی نمیدانی ایرادِ این ماشین یا درد و رنج آن مراجع از کجاست، نگران میشوی. فرق تو با بقیه این است که انتظار میرود بتوانی منشأ این مشکل را بیابی . مضطرب میشوی و دست به دفاعی میزنی که درونت را آرام کند و اعتبار به خطر افتاده ات را به تو برگرداند. گاهی اوقات مشکل را انکار میکنی یا بار ِ مسئله را بر دوش ضعف یا جهل مخاطبت میاندازی. به دانش آموزت میگویی: "سؤال بیربطی پرسیدی. درس رو درست نفهمیدی" یا به صاحب ماشین میگویی:" اینها از کارخونه مشکل دارن. باید کل قطعه رو عوض کنی" یا به مراجعت میگویی:" فکر نمیکنم مشکلت اینی که میگی باشه". خلاصه اینکه به خودت و دیگری دروغ میگویی. همیشه هم اینطور نیست. گاهی کار از فرافکنی و انکار فراتر میرود و به پرخاش و دروغ گوییهای آشکار میانجامد.
اما همه اینها نشان میدهد هنوز خبره نیستی. خبره آن است که در چنین موقعیتی بتواند با اضطراب خودش کنار بیاید، از جایگاه کسی که "تصوّر میشود میداند" کناره بگیرد و خودش را در جایگاه کسی که "در تلاش برای دانستن خبره است" قرار بدهد. در این صورت وقتی ایرادی را نمیدانی، مضطرب نمیشوی، وقتی سؤالی برایت تازه است، اخم نمیکنی و زمانی که مراجعی چیزی میگوید و به هیچ وجه درکش نمیکنی، راه حل نادرست و آدرس اشتباه به او نمیدهی. تحمّل اضطرابِ ندانستن، هرچند دشوار و سخت، اما درد و رنجهای زیادی را از آدمی دور میکند و به جای پس رفت و تلخ کامی، زمینه پیشرفت و شکوفایی او را فراهم می سازد.
سلام. من محمود مقدسی هستم.