امروز همايش دين و مدرنيته 2 با عنوان فرعي آسيب شناسي روشنفكري ديني در حسينيه ارشاد برگزار مي شود. اين اتفاق بهانه اي شد كه چند سطري در اين مورد بنويسم و دغدغه هايي را با شما در ميان بگذارم.

 

روشنفكري ديني در آنجايي سر بر مي آورد كه سخن از مواجه سنت و مدرنيته است و حركتيست متضمن اين معنا كه دين با مدرنيته ( و در بحث ما ، اسلام بامدرنيته ) سازگار است. در واقع ، اين حركت تلاشيست براي به رسميت شناختن امر عرفي در كنار امر قدسي در برابر وانهادن امر قدسي به واسطه به رسميت شناختن امر عرفي. روشنفكر ديني براي اين كار ، مدرنيته و سنت را عميقا مي فهمد و سپس با نقد اين هر دو ، جايي براي دين در جهان مدرن باز مي كند و نه تنها جايي باز مي كند كه حتي ضرورتي براي دين در اين جهان هم اثبات مي كند. اما نكته مهم در تعريف اين سازگاري اين است كه بگويد ايندو چنان نيستند كه يكي الزاما ديگري را ( يعني مدرنيته سنت را ودر بحث ما دين را ) از عرصه به در كند. به تعبير آنها وقتي مدرنيته را نقادانه بررسي كني ، مي بيني كه جايي خالی می ماند  و آن جاييست كه با بازشناسي عناصر سنت و استفاده از آنها پر مي شود. او باید سنت را و مهمترین بازیگر آن یعنی دین را چنان بازخوانی کند که این جای خالی را پر کند.

 

نكته ديگري كه در كار روشنفكري ديني وجود دارد اين است كه مسائلش مربوط به انسان و زندگي و رنج هاي اوست و اين رويكرد يكي از دلايليست كه او را روشنفكر مي كند ( هرچند به تعبير خيلي ها ، روشنفكر ديني تركيبي متناقض است و اگر چنين چيزي هم مراد باشد ، بايد گفت نو انديش ديني). از اين روست كه او دغدغه انسان دارد و دين را هم براي معنا دهي به زندگي او مي خواهد . او بار زيادي بر دوش دين نمي نهد و اگر به سراغ آن مي رود ، اين حديث را بر لب و اين عقيده را در دل دارد كه دين ،  انسان را از درون تغيير مي دهد و درمان دل مي كند و زندگيش را معني مي بخشد. او بر اين باور است كه در دلِ دين پياميست براي همه انسانها در همه زمانها ، بايد كاويد و اين پيام را از پس ظواهر بيرون كشيد و جامه اي به آن پوشاند كه بشر امروز ، آن را هم درك و هم قبول كند.

 

نكته پاياني اينكه ، روشنفكران ديني ، قبل از هر چيز مصلح ديني اند و درد ِدين دارند ، پس از آن است كه به عنوان روشنفكر ديني شناخته مي شوند و با خرد مدرن ، به سراغ نقد مي روند. اما اين سوال هميشه براي من مطرح است كه با وجود آثار و نتايج مثبتِ گسترده ی حركت اصلاحي آنان ، آيا ادعاي آنان در سازگار نشاندن مدرنيته و دين ، به سرانجام خواهد رسيد يا در نهايت از اين چارچوب خارج شده و يا عرفي تر مي شود يا قدسي تر و در هر حال ، نتايجش از اين ادعا فراتر مي رود؟ از توجه به آثار و نتايج اجتماعي آن هم نبايد غافل شد و بايد پرسيد كه آيا در نهايت ، كمك به كاهش ِ رنج و افزایش شادي و اميد خواهد کرد يا انسان را يك گام جلوتر مي برد و دوباره حيران مي گذارد و يا بدتر از آن ، بر رنج او مي افزايد؟

 

آنچه معلوم است ، اين است كه بايد كوشيد و در اين راه نقادي را به غايت رساند و از در راه ماندن و به چيزي دل خوش كردن و ... پرهيز كرد تا شايد اين حركت پويا تر و عميق تر شود و ايراد ها و نتايج مثبت خود را آشكارتر كند. نمي توان آينده را پيش گويي كرد ، هم بايد تلاش كرد و هم بايد نشست و ديد كه چه خواهد شد.

 

...........................................

 

پانوشت : عنوان این نوشته برگرفته از مقاله سنت روشنفکری دینی دکتر سروش است.