پرت و پلاهایی که تحویل عالم می دهیم
همه چیز مثل هر روز بود؛ خیلی ساده و معمولی: لباس پوشیدم. وسایلم را جمع کردم. از بین کیف هام، کیف دستی قهوه ای رنگم را برداشتم. از خانه بیرون رفتم، تاکسی گرفتم. سوار مترو شدم. از مترو پیاده شدم. هنوز ساعت 9 صبح بود. چون کمی وقت داشتم، آرام تر از همیشه به سمت مدرسه حرکت کردم. گوشی موبایل زنگ خورد. زهرا پشت خط گریه می کرد. خبر بدی داد. تصادف کرده بودم. مادرم از حال رفت. پدرم سرش را گذاشت گوشه دیوار و زد زیر گریه. برادرهام نیم ساعت بعد متوجه شدند و خودشان را به خانه پدر و مادرم رساندند. زن برادرم باردار بود و کسی خبرش نکرد. امیدوارم خودش و بچه اش موقع تولد درد زیادی نکشند. ضربه را حس نکردم. اینقدر سریع بود که فقط دیدم کیف قهوه ای رنگم پرت شده چند متر آنطرف تر و خون تیره ای از سرم راه افتاده تا جوی وسط خیابان. بلند شدم. به خودم نگاه کردم. قاعدتاً باید پاسخ تمام پرسش هام را گرفته باشم. من مرده بودم. کسی باید به زهرا خبر می داد. همه چیزخیلی معمولی پیش رفته بود. قدم زدن، ماشینی که با سرعت از کوچه بغلی پیچیده بود، تصادف، آسفالت ،خون، کیف قهوه ای و منی که حالا اینطرف ماجرا بودم. چه فرقی می کند که این ها را بعد از مرگم بنویسم یا الآن. فردا صبح ممکن است همه این قصه اتفاق بیفتد، بی کم و کاست. لابد باید یک نتیجه گیری اخلاقی هم بکنم: نتیجه اش اینکه زندگی همانطور که خیلی اتفاقی شروع شده، خیلی اتفاقی هم تمام می شود، بی هیچ التفاتی به من و برنامه هام و زندگیم. زندگی میان یک صفر و بی نهایت گیر افتاده است. هیچ ارزشی ندارد ولی بی نهایت مهم است. تناقض نیست. این را فردا سر کلاس با بچه ها در میان می گذارم. تو هم لازم نیست حرف های من را کپی کنی گوشه لپ تاپت. تو هم می میری. نگاه کن. یک آینه است که تا بی نهایت من و تو را انعکاس می دهد. تو قصه من را می نویسی و من قصه تو را. همین که می توانیم لابه لای قصه های هم با هم حرف بزنیم غنیمت است. بنا بود در قصه ات من را بکشی. کشتی. ولی دیدی که برگشتم. حرف داشتم. باید نتیجه گیری می کردم. از حق نگذریم محمود، کدام یک از ما دیوانه تریم؟ من یا تو؟ کداممان زنده ایم؟ تو یا من؟ حرفی نیست. من که قصه تو را نوشتم و کشتمت. تو هم زنده تری و هم دیوانه تر. نگران نباش. همین که این پرت و پلاها را تحویل عالم می دهیم موهبتی است که خیلی ها از آن بی بهره اند.
سلام. من محمود مقدسی هستم.