صد سال بعد تقریباً همهٔ ما آدم‌هایی که الان در دنیا هستیم می‌میریم و هیچ خبری از ما نخواهد بود. صد سال بعد این زمین زیر پای ما زیر پای کسان دیگری خواهد بود و خود ما هم زیر پای کسان دیگری به صورت خاک. صد سال بعد اختلاف نظر‌ها، دوستی‌ها، عشق‌ها و همه و همه چیز ما آدم‌های امروز از بین رفته است و ما می‌شویم آدم‌های دیروز. آدمهایی که زندگیشان عبرت بعدی هاست. جا و بی‌جا کتاب‌های تاریخ را اشغال می‌کنیم و می‌شویم خدا رحمت کرده پدربزرگ و مادر بزرگ و جد و این جور چیز‌ها. صد سال بعد هوا خیلی سرد‌تر از این است آن زیر خاک. صد سال بعد فلسفهٔ ما آدم‌ها دربارهٔ زندگی می‌شود موضوع تحقیق و آدم‌های برجسته‌مان خلاصه می‌شوند در چند زندگینامه و شرح حیات فکری و از این قبیل. صد سال بعد زمان هولناکی است. فکر کردن به صد سال بعد چقدر چیزی به آدم یاد می‌دهد و چقدر آدم را غمگین می‌کند.