تصویر کودک گرسنه سومالیایی، تصاویر بی‌خانمانی، سیل، زلزله، ترور‌های دسته جمعی، جنازه‌های بر روی هم انباشته شده، دیدن کودکان گرسنه در شهر، دیدن دعوای زن و شوهر همسایه، دیدن معلولی در کنار خیابان، مواجه با خاله، عمه یا عموی سرطانی و مرگ آدم‌ها، این‌ها فقط بخشی از شروری هستند که در طول روز یا هفته یا ماه با آن‌ها مواجهیم.

مسئله شر چه در روایت دیندارانه‌اش و چه در روایت غیر دیندارانه آن، یکی از مهلک‌ترین مسائل است. در هر دو روایت، نتیجه رویت شرور و جدی گرفتن آن‌ها، پرسش جدی از معنای زندگی، و ارزش زیستن است. از خود می‌پرسیم به راستی زندگی به طور کلی و زندگی من به طور خاص، چه هدفی را دنبال می‌کند که چنین رنج‌هایی پیش پای من و دیگران وجود دارد و از سوی دیگر از خود می‌پرسیم این زندگی که بدینسان مستعد ویرانی است، آیا اصلا ارزش زیستن دارد یا نه و چرا پیش از تحمل رنج‌های خود و دیگران به آن خاتمه ندهیم. البته در روایت دیندارانه مسئله شر، قضیه به غایت پیچیده‌تر می‌شود که خودتان بهتر از من می‌دانید.

به این مسئله رویکردهای مختلفی می‌توان داشت ولی در این نوشته من سر بررسی آن‌ها را ندارم. از طرف دیگر مایل نیستم در این نوشته به این بپردازم که کدام تقریر از شرور و کدام تفسیر از آن‌ها، موجه است و در هر یک از روایت‌های فوق، مسئله شر به طور دقیق چه چیزهایی را نشانه می‌رود.

. ولی چه راه حل نظری یا عملی‌ای (که البته راه حل‌های عملی مواجه با شرور عموما فردی‌اند) برای این مسئله وجود داشته باشد یا نه، وضع هر کدام از ما در مواجه با آن متفاوت از دیگری است. ما بیش از آنکه بتوانیم با یافتن پاسخی، به معارضه با این مسئله برویم، درگیر این هستیم که در مقابل آن از پا در می‌آییم یا نه.

به بیان دیگر:

آدم‌ها ظرفیت‌های متفاوتی دارند.

هر کسی زمانی در برابر فشار شرور از پا در می‌آید و آستانه تحملی در مواجه با این مسئله دارد. (به تعبیر ویلیام جیمز، میزان کلی شرور در عالم بیش از تحمل آدمی است)

لذا: آدم‌ها باید تلاش کنند به آستانه تحملشان نرسند.

به نظر من در مورد عمده اموری که از یک سو از لحاظ نظری از ما می‌گریزند و از سوی دیگر از لحاظ عملی و عاطفی، به شدت بر ما اثر می‌گذارند، باید همین رویکرد را در پیش گرفت.

البته واضح است که ما را گریزی از مواجه با برخی شرور نیست و زندگی فردی هر کس، او را به نقاطی می‌رساند که به زعم او یا به زعم همگان، جایگاه شروراند ولی در هر صورت می‌توانیم خودخواسته و آگاهانه خود را با در آویختن با شرور گوناگون از پای در نیاوریم. مثلا خیلی از ما عادت داریم به عمد تصاویر خشن درد و رنج را ببینیم، عکس‌های فقر و گرسنگی و سوختگی با اسید و... را در فیس بوک به اشتراک بگذاریم، از رنج‌های عمیق این و آن برای همدیگر تعریف کنیم و.... من، اما هر چه فکر می‌کنم، می‌بینم این کار‌ها، این عکس و خبر منتشر کردن‌ها در فیس بوک و... عموما ضررش بیش از نفعش است. با این کار داریم ناخودآگاه به از پا در آمدن خود و دوستانمان در مواحه با شرور یاری می‌رسانیم.