هر جا اراده اي هست، راهي هم هست.
خيلي مواقع از خودم مي پرسم: اين همه تاريخ! اين همه انسان ! اين همه جامعه و اين همه فكر! آيا هنوز چيزي براي فهميدن و كشف كردن مانده است؟ مخصوصا در اين دو ، سه سده اخير كه هم در تكنولوژي و هم در تمام شاخه هاي علوم ( اعم از تجربي و انساني) تحولات جدي رخ داده است ، چه جايگاهي براي تلاش من وجود خواهد داشت؟به علوم تجربي و تكنولوژي كاري ندارم ( كه علاوه بر فضاي آكادميك و صنعتي ، به سرمايه جدي نيز نياز دارد و ...). در علوم انساني هم كه مي دانيد.آنقدر شاخه شاخه شده است كه عمر يك نفر شايد كفاف اين را ندهد كه جز در يك يا دو شاخه خاص حرفي براي گفتن داشته باشد. به اينجا هم تعرض نمي كنم كه اگر حرفي بزنم ، حرفي وراي مقام خودم زده ام . چون هنوز الفباي خيلي چيزها را نمي دانم.
موضوعي را مطرح مي كنم كه يا مستقيم يا غير مستقيم با عمده شاخه هاي علوم نساني و الاهيات ارتباط دارد و آن مفهوم و معناي زندگي و زندگي كردن است.( البته،به نظر من، زندگي با زندگي كردن فرق دارد.)درر اين ميان هر يك از انسان ها چه حرفي براي گفتن خواهند داشت؟ شايد با من هم عقيده ايد كه همه انسان ها با اين كه به جد با اين مسئله درگيرند ، به يك اندازه در بند آن نيستند . اصلا براي خيلي ها مسئله اي از اين دست به طور جدي مطرح نمي شود. راه هايي براي گريز از فكر كردن و يا حتي طرح جدي اين مسئله وجود دارد.( نمي گويم طرح نشدن، بلكه از عبارت جدي طرح نشدن استفاده مي كنم ، چون بعيد مي دانم كه كسي ،حتي غير مستقيم با اين مسئله درگير نشود.) .خيل مواقع جامعه و شرايط اجتماعي فرصت طرح جدي اين سوالات را از ما مي گيرد يا ما را به جد در برابر آنها قرار مي دهد.اما فكر كنم با اين ادعاي من هم راييد كه گفتم : همه به يك سان با آن در گير نمي شوند. پس مسئله را به سمت آنهايي مي برم كه به جد با آن درگيرند.هرچند شايد مسئله آنهايي كه مستقيما و به جد درگير نيستند، گاها پيچيده تر باشد.( مسئله در متن زندگي مطرح مي شود و زندگي حتي براي يك انسان ناآگاه ، زندگيست ، با تمام رنج هاو آرزوها و اميد ها و به اين دليل مسائل آن مهم است). در مورد آنهايي كه به جد با اين مسئله درگيرند و اين امر تاثير بسياري بر روي زندگيشان مي گذارد ، مي پرسم: اين افراد چه حرفي براي زدن و چه كاري براي انجام دادن دارند؟ سنت هاي فكري غالب هايي را آماده مي كنند كه افرا را هرچند چموش ، در قيد خود مي آورند. افراد در آن مي زيند و فكر مي كنند. و من مي پرسم : حرف نو در اينجا يعني چه؟ مذهب ها ، فلسفه ها و نگرشهاي علمی در طول تاريخ ، حرف هاي زياد در مورد سوال از زندگي و معناي زنگي و زنگي كردن زده اند و زنگي هاي بسياري در قالب آنها سامان يافته است. حرف هايي گاها به غايت نقيض و متضاد ، اما همگي براي زندگي . حرف هايي خيلي زياد كه گويي جايي براي حرفي نو باقي نگذاشته اند.( در دوران جديد به فلسفه ، روان شناسي، جامعه شناسي ، انسان شناسي، كلام و... دقت كنيد ،منظور مرا خواهيد فهميد.).
سوال را خاص تر مي كنم. من در مواجهه با زنگي و پرسش هاي فوق چه مي توانم بكنم؟ آيا همه عمل من تنها مي تواند در بهترين حالت ، پرسه زدن در ميان افكار و انديشه ها و جواب ها باشد يا فعال تر از اين هم راهي هست. منظورم اين است كه پس از اين همه حرف آيا من هم حرفي براي زدن و جوابي متفاوت براي دادن خواهم داشت؟( ممكن است بگوييد كه نيازي به اين همه نگراني ودغدغه نيست. چرا حتما مي خواهي به دنبال جواب ويژه اي باشي؟ اما اين زندگي من و تنها تجربه من است ، حق دارم به شدت براي آن نگران باشم.) اين سوالي بود كه من در اولين نگاه ، اينگونه مطرح كردم . گويي چشمم را بر تمام جزئيات بسته ام و به يك كل مي نگرم و جواب درخوري براي اين كل مي يابم. اما زندگي هر فرد تجربه ايست متفاوت با تمام آنچه در تاريخ گذشته و رخداده است و هرچند ممكن است يك روانشناس ، جامعه شناس و يا يك فيلسوف، به راحتي آن را با توجه به مؤلفه ها و روابطش تحليل كند اما هنوز مي توان در آن از حرف نو زدن سخن گفت. عنوان اين مطلب را گذاشته ام : هرجا اراده اي هست ، راحي هم هست(كه برداشت هاي مختلفي مي توان از آن كرد ) و منظورم اين است كه تصميم بر شناخت زندگي فردي خودم و كشف يا ساختن چيزهايي به دست خودم ، حرف نويي در ميان تمام حرف ها خواهد بود. اگر آگاهانه و عميق تر بنگرم، از انجا كه من در تاثير گذاري متقابل با پيرامون و سنتي كه در آن فكر مي كنم، هستم ، خواهم توانست به معناها و جواي هاي مختلف ، جوابي بيفزايم. حرف جديد در اينجا ، تصميم و جرات براي داشتن تجربه اي متفاوت و جدي گرفتن تجربه خود است . شايد بتوان ادعاكرد كه زواياي تاريك بسياري در شناخت بشر هست كه حداقل در موردي كه من مطرح كردم ، مي توان با زيستن خود نوري تاباند و زاويه اي را روشن كرد. زيستنمان، هر لحظه و هر اتفاق آن را به شدت جدي بگيريم . ما در كنار تمام تاريخ ، حرفي نو مي توانيم بزنيم.تجربه های زندگی ،حتی جزئی ترین آنها مهمند.
---------
واژها و تعاريف و ادعايي كه مطرح كردم خيلي گنگ است ، نمي دانم كه آيادر اين نوشته حرفي براي گفتن وجود داشت يا نه؟
سلام. من محمود مقدسی هستم.